تبليغاتX
شهر خدا

شهر خدا

مهاجرت به وبلاگ جدید

دوستان و همراهان گرامی

درود

من دیگر این وبلاگ را به روز نمی کنم و به اینجا نقل مکان کردم. اگر  از مطالبی که در شهر خدا نوشتم خوشتان می آمد و اگر دوست داشتید همچنان در ارتباط باشیم از این به بعد من را از طریق وبلاگ مدیر رسانه دنبال کنید. این هم از RSS مدیر رسانه. در وبلاگ جدید با تمرکز بر ارتباطات و مدیریت رسانه خواهم نوشت.

پاینده باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 مهر1389ساعت 21:0  توسط رضا قربانی  | 

نقد کتاب نظریه ها و پژوهش های ارتباط جمعی

دوشنبه این هفته (26 مهر) جلسه نقد کتاب نظریه‌ها و پژوهش‌های ارتباط جمعی در دانشکده مطالعات جهان دانشگاهع تهران برگزار می‌شود. مترجم این کتاب دکتر نعیم بدیعی است و علاوه بر او دکتر حسین علی افخمی، دکتر یونس شکرخواه، دکتر محمد مهدی منتظر قائم، دکتر تژا میرفخرایی حضور خواهند داشت.

این جلسه از ساعت 3 تا 6 بعدازظهر در سالن حنانه دانشکده است. دانشکده مطالعات جهان هم در خیابان کارگر شمالی، بالاتر از جلال، خیابان شانزدهم قرار دارد.

سعی می‌کنم در این جلسه باشم.

+ نوشته شده در  جمعه 23 مهر1389ساعت 16:29  توسط رضا قربانی  | 

اولین فارغ التحصیلان شریف اکنون کجا هستند و چه می کنند

این روزها اول هفته ها را در دانشکده مدیریت تهران هستم و وسط و آخر هفته ها را هم توسن. کمی عادت کردن به وضعیت دانشجویی برایم زمانبر است. محیط آکادمیک و محیط بیزینس تفاوت فراوانی با هم دارند. سعی می کنم بین این دو هماهنگی ایجاد کنم. جدای از این، آخر هفته را در جشن چهلمین سال فارغ التحصیلی دانش آموختگان دوره اول شریف بودم. کاری به محتوی برنامه و ضعف های مختلف آن ندارم. فرصتی شد برای تجدید دیدار با برخی از رفقا.

اما چند آمار جالب در مورد اولین فارغ التحصیلان شریف. در دوره اول شریف یعنی سال ۱۳۴۴ تعداد ۴۱۲ دانشجو پذیرش می شود که از این تعداد ۳۸۴ نفر فارغ التحصیل می شوند. این یعنی شریف از همان اول هم بپیچون داشته! از این تعدادی که فارغ شدند ۳۰ نفر دار فانی را وداع گفتند و خبری هم از ۸۳ تا آنها در دست نیست. می ماند ۲۷۱ نفر که از این تعداد، ۱۸۶ نفر مقیم ایران و ۸۵ نفر مقیم فرنگ هستند. آنهایی که ایران هستند ۱۴۵ نفر مقیم تهران، ۱۷ نفر اصفهان، ۶ نفر مشهد و ۱۸ نفر در باقی شهرهای ایران هستند. از این ۸۵ نفر خارج نشین هم ۵۲ نفر ساکن آمریکا، ۱۶ نفر کانادا و ۱۵ نفر بقیه در این کشورها هستند: انگلستان، سوئد، آلمان، سوئیس، استرالیا، ژاپن، امارات متحده و ترینیداد.

دانشگاه شریف در سال ۱۳۴۴ به دستور محمدرضاپهلوی و با نام آریامهر و به دست دکتر مجتهدی ایجاد شد.

+ نوشته شده در  شنبه 17 مهر1389ساعت 22:15  توسط رضا قربانی  | 

12 نکته کوچولو برای کنکور کارشناسی ارشد مدیریت رسانه

این مطالب کاملا عمومی هستند و مختص مدیریت رسانه نیستند و صرفا تجربه‌ هستند. شاید برای همه جواب ندهند. اما با شما در میان می‌گذارم.

1.       به اندازه بخوابید. لااقل 7 ساعت. اگر شد 6 ساعت لب مرز خواهید بود. اگر بیشتر بخوابید احتمالا خمار خواهید بود. به هر حال یک سوم زندگی را خواب خواهید بود. یا با لذت می‌خوابید با با عذاب وجدان چرت می‌زنید. طبیعت را مسخره نکنید که خودش کار خودش را می‌کند.

2.       منابع اشتباهی نخوانید. توصیه اول و اول من خواندن منابع دست اول است. جزوه و کتاب‌های   MP3 و راحت‌الحلقوم را فراموش کنید. قرار است بروید یک دوره بالاتر. پس باید برای آن آماده شوید. وقتی وارد شدید وقت آماده شدن نیست. اصولا هم به نظر من از این کتاب‌های لقمه آماده چیزی در نمی‌آید.

3.       در یک دفتر یا یک سررسید تمام عملکردتان را ثبت کنید. لازم نیست جزئیات را بنویسید اما بدانید چه کتابی را چند صفحه و در چه زمانی خواند‌ه‌اید. یا مثلا چه تست‌هایی را زد‌ه‌ا‌ید. این باعث می‌شود تصویر روشنی از عملکردتان داشته باشید.

4.       هرگز و هرگز سعی نکنید دقیقا همان کاری را بکنید که موفق‌ها کرده‌اند. فقط الگو بگیرید. شما یک سرگذشتی داشته‌اید و اکنون هم شرایطی دارید. بی‌توجه به آن نباشید.

5.       هر چند وقت یک بار ارزیابی کنید ببینید که چه کرده‌اید. یک تلنگری بزنید و خودتان را اصلاح کنید.

6.       پیش مطالعه داشته باشید. بدانید قرار است با چه چیزی مواجه شوید. همین طوری نخوانید.

7.       از کل شروع کنید و به جز برسید. دوباره از جز به کل برگردید. آخر سر همین تصویر کلی است که با شما می‌ماند. قدرت شما هم در تسلط بر جزئیات است. همیشه در یک ساختار درختی ذهنی کل مطالب را داشته باشید. هر نکته باریکتر از مویی را به این درخت بیاویزید.

8.       همه چیز به هم مربوطند. در خلا نخوانید. هیچ کدام از دانشمندان علوم اجتماعی در خلا نظریه‌ای را صادر نکرده است. بسته‌ای که دست ماست حاصل تلاش و آزمون و خطای یک عالم آدم پرتلاش است. به مسائل انسانی نگاه کنید. فقط و فقط برای کنکور نخوانید.

9.       من خلاصه می‌نوشتم. یکی دیگر سوال و جواب می‌نوشت. یک راهی برای ثبت خوانده‌ها به زبان خودتان بیابید. بعدا به دردتان می‌خورد. می‌توانید آنها را مرور کنید. تایپ کنید که بهتر است.

10.   فعال بخوانید.

11.   از سیستم لایتنر کمک بگیرید. سیستم حافظه و فراموشی را فراموش نکنید.

12.   بارها و بارها بخوانید. همان بار اول که قرار نیست دانشمند شوید. شب‌بیداری‌ها دارد!

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 مهر1389ساعت 17:25  توسط رضا قربانی  | 

آسیب‌شناسی وبلاگستان

این متن را در روزهایی که روز جهانی وبلاگ بود نوشته بودم. شاید یک ماه پیش. اما کمال گرایی بیمارگونه ام باعث شده  بود دست به انتشار آن نزنم. الان و با یک ماه تاخیر منتشر شده. حالا که فکر می کنم به گمانم بهتر بود در همان روزها منتشر می شد. اما ماهی را هروقت از آب بگیری تازه است.


علیرضا مجیدی در وبلاگ یک پزشک مطلبی نوشته تحت عنوان 10 علت رکود وبلاگ‌نویسی در ایران. این موضوع باعث شد این متن را بنویسم. در مورد حال و روز وبلاگ‌نویسی.

اول از همه پیشنهاد می‌کنم مطلب را از اینجا بخوانید. اما به موضوع وبلاگ نویسی نمی‌توان خارج از چارچوب حاکم بر باقی ابزارهای رسانه‌ای نگاه کرد. در ارتباطات و مطابق الگوی قدیمی و معروف لاسول این 5 عنصر را داریم:

1.       چه کسی

2.       چه چیزی

3.       به چه کسی

4.       از چه کانالی

5.       و با چه تاثیری می‌گوید.

با این که این مدل قدیمی شده و بعد آن بسیار مدل‌های دیگر آمده اما عجیب این مدل را دوست دارم. با کمک این چارچوب به موضوع نگاه کنیم که نه فقط در مورد وبلاگ بلکه در مورد باقی کانال‌های رسانه‌ای هم می‌توان نگاه کرد.

1.       چه کسی؟

وبلاگ‌‌نویس‌ها چه کسانی هستند؟ امیر مهرانی تقسیم‌بندی در مورد سبک‌های وبلاگ‌نویسی انجام داده است. ببینید. اصولا وبلاگ‌نویس‌های آدم‌های معمولی هستند. برخلاف تصوری که اوایل در ایران شکل گرفت مدرکی دال بر این که وبلاگ‌نویس‌ها انسان‌هایی بسیار فرهیخته و اندیشمند باشند وجود ندارد. یک زمانی بود که جماعت سیگار کش لای میز و صندلی کافه‌ها احتمالا بلاگی داشتند و همیشه حرف روشنفکری عجیب و غریبی برای گفتن داشتند. اما این پدیده‌ها عمرشان به 10 سال هم نرسید. زمانی بود که وبلاگ‌های دخترانه و پسرانه که دختری و پسری پشت آن بود که از زمین و زمان زخمی بود عالم وب ایرانی را پر کرده بودند. امروز آن جماعت رفتند و یا خانه‌هایشان متروکه‌‌ای شده حتی بی روح و جن و پری. وبلاگ‌نویس‌های در درجه اول باید متخصص در موضوعی خاص باشند. این موضوع خاص می‌تواند آشپزی باشد، IT باشد یا فلسفه. به نظرم وبلاگ را بایستی کسانی بنویسند که دورنمای آنها تولید و راه‌اندازی وب‌سایت است. وبلاگ را یا آدم‌های معروف می‌نویسند یا آدم‌های غیر معروف. آدم‌های معروف می‌توانند در شبکه‌های اجتماعی همانند facebook و یا twitter فعالیت کنند که خیلی هم راحت‌تر از وبلاگ نوشتن است. آنهایی که معروف نیستند هم دو دسته‌اند. آنهایی که می‌خواهند معروف شوند و آنهایی که معروف شدن هدف اول آنها نیست. دسته دوم در شبکه‌های اجتماعی بهتر می‌توانند به نتیجه برسند.

خلاصه این که کسانی که دورنما و هدفی چه اقتصادی و چه غیر اقتصادی از وبلاگ‌نویسی ندارند دیر یا زود از بین می‌روند. (منظورم در عالم وبلاگی است!)

2.       چه چیزی؟

شنیدید می‌گویند محتوا پادشاست. واقعا این طوری است. حرف اول را محتوی می‌زند. البته که واضح و مبرهن است که گوینده پیام هم دارای ارزش بسیار است اما این محتوی است که حرف اول را می‌زند. جالب است بدانید که یکی از فاکتورهای مهم در ارتباطات اعتبار منبع است. اما در تحقیقاتی که روی بررسی اعتبار منبع انجام داده بودند متوجه شدند که در ساعت‌های اول اعتبار منبع در انتقال پیام مهم است اما در ساعت‌های بعدی مهم نیست که شما مطلب را از چه کسی شنیده‌اید. یعنی مطلبی که آدمی با اعتبار بالا گفته تفاوت محسوسی با مطلبی که آدمی با اعتبار پائین گفته ندارند. خلاصه این که مهم است که شما چه می‌گوئید. وبلاگ‌نویسی نوعی فعالیت ارتباطی است و حتما بایستی برای موفقیت در آن حرفی برای گفتن داشته باشید. باور بفرمائید مهم نیست که شما امروز مرض افسردگی گرفته‌اید و با بی‌حالی سیب‌زمینی‌هایتان را ریخته‌اید در تشت. باور کنید اهمیتی ندارد که امروز شما در مترو چه کشف بزرگی کردید. وبلاگ یک رسانه است. شما برای صحبت در این رسانه بایستی حرف مهمی برای گفتن داشته باشید. کاری با درست و غلط بودن آن نداشته باشید مهم این است که شما ایده‌ای داشته باشید که دوست دارید آن را با دیگران در میان بگذارید. هدفتان هم اصلاح و بهبود آن است. برای این بایستی مطالعه داشته باشید و تفکر. دوستانی هستند که از سایت‌های IT معروف دنیا مطالب روز را ترجمه و در وبلاگشان منتشر می‌کنند. این البته به این بازمی‌گردد که ما اتفاقی برای انتشار نداریم. یک نکته مهمی که من متوجه شدم این است: در رسانه‌های داخلی سازمان‌ها تمایل به این است که اتفاقات بیرون سازمان را پوشش دهند. چون این کار راحت‌تری است. رسانه‌های داخلی سازمان‌ها مانند نشریه‌های داخلی پر است از اخبار و مقاله‌هایی که ارتباط مستقیمی به سازمان ندارند بلکه کپی شده از روی مطالبی است که بیرون سازمان منتشر می‌‌شوند. رسانه‌های داخلی هم تمایل دارند از روی دست رسانه‌های خارجی کپی کنند. چون این کار راحت‌تری است. به خاطر همین است که در تلویزیون ما اخباری از بورکینافاسو و کره شمالی داریم اما اخباری که در همین خیابان‌های خودمان افتاده را نه می‌بینیم و نه می‌شنویم.

3.       به چه کسی؟

بسیار مهم است که مخاطبان شما چه کسانی هستند. اگر گوینده فهیم بود و حرفی برای گفتن داشت بایستی مخاطب هم گوشی برای شنیدن داشته باشد. وقتی مخاطب گوش شنوایی ندارد و عاشق متن‌های یک خطی مینیمال است و می‌خواهد در لحظه‌ای هزاران مطلب را با هم بخواند مطمئنا حوصله خواند حرف حساب را ندارد. آخر این چه اشتباهی است که گمان می‌کنیم بایستی کم گوییم و گزیده گوییم. برادر من اگر چنین بود که نیاز نبود شما این همه درس و کتاب بخوانی. بعضی وقت‌ها باید مفصل گفت. بعضی وقت‌ها لازم است موضوع را شدیدا شکافت.

4.       از چه کانالی؟

کانال موردبحث ما وبلاگ است. این چیزی است مانند سینما، چیزی است مانند کتاب و مجله و روزنامه. شما نمی‌توانید انتظار داشته باشید هنرمندی مانند مارتین اسکورسیزی خودش حرفی برای گفتن دارد و مخاطب هم دوست دارد حرف‌های او را در قالب فیلم‌هایش ببینید اما آقای اسکورسیزی چیزی از تکنیک سینما نداند. شاید لازم نباشد به اندازه یک متخصص جلوه‌های ویژه بداند اما امکان ندارد بی‌اطلاع از جلوه‌های ویژه باشد و ان وقت بتواند در فیلم‌هایش از جلوه‌های ویژه استفاده کند. امکان ندارد بی‌اطلاع از صحنه‌آرایی باشد . آن وقت فیلمی مانند دار و دسته نیویورکی‌ها بسازد. پس چه حکایتی است که گمان می‌کنیم وبلاگ‌نویس لازم نیست اطلاعی در مورد تکنیک‌های وبلاگ‌نویسی نداشته باشد. این شامل شیوه نگارش می‌شود تا مسائل فنی در مورد وبلاگ. امکان ندارد شما فرق دامین و هاست و سرور و شبکه و cms را ندانی آن وقت وبلاگ‌نویس قدری در حوزه سینما و یا فلسفه باشی. معتقدم در این زمینه دوستان کامپیوتری جلو هستند اما این موضوعی است که در موردش حرف می‌زنند. اما در وبلاگ‌های تخصصی غیر کامپیوتری ضعف دانش فنی وجود دارد.

5.       با چه تاثیری؟

مهم‌ترین موضوع در این مدل تاثیری است که هر ارتباطی می‌گذارد. معروف است که فرهنگ‌های شرقی صرفا برای ارتباط ارتباط می‌ورزند و هدف انتقال پیام نیست. نمونه معروف آن احوال پرسی ماست. وقتی از کسی حالش را می‌پرسیم انتظار شنیدن این که او د رچه حالی است را نداریم. صرفا می‌خواهیم حرفی زده باشیم. آیا در وبلاگ هم همین است؟ آیا قرار است فقط حرفی زده شود و یا تاثیری را انتظار داریم. آیا قرار است این وبلاگ و محتوی آن تاثیری بر روی مخاطبان آن بگذارد. مهم‌تر از آن آیا قرار است تاثیری بر روی خودمان بگذارد؟ آیا قرار است از این راه پول دربیاوریم؟ آیا قرار است با این وبلاگ خودمان را در حرفه‌مان متخصص نشان دهیم؟ آیا قرار است اطلاعات مفیدی را در اختیار مردم بگذاریم که آنها از آن استفاده کنند؟

این موضوعی بسیار مهم است.

 


مطلب سمیه توحیدلو ، با اینترنت، علی دادپی، کاتالاکسی، وبلاگوار، یک پزشک، یه وجب خاک اینترنت،

روز بلاگستان فارسی، نون‌وا، تانژانت، را هم بخوانید.

 

+ نوشته شده در  جمعه 9 مهر1389ساعت 18:20  توسط رضا قربانی  | 

گفت و گو با دکتر حسن نمکدوست تهرانی در مورد روزنامه نگاری

فایل گفت‌وگوی همشهری جوان با حسن نمکدوست تهرانی مدیر مرکز آموزش موسسه همشهری را از اینجا بخوانید. این گفت‌وگو می‌توانست بهتر از این باشد اگر گفت‌وگو کننده (مصاحبه گیر) گیر دادن به سوالی که جوابی ندارد را با گفت و گوی چالشی اشتباه نمی‌گرفت. ببخشید اگر تندم. اما حرف‌های تهرانی در مورد روزنامه‌نگاری را بخوانید و لذت ببرید. آقای تهرانی را در دروه دو روزه آموزشی موسسه آموزش همشهری دیدم و حسابی از برخورد شیرین ایشان لذت بردم.

+ نوشته شده در  جمعه 9 مهر1389ساعت 17:41  توسط رضا قربانی  | 

وقتی از قابلیت‌های مغز حرف می‌زنیم...

وقتی از قابلیت‌های مغز حرف می‌زنیم در واقع از چه چیزی صحبت می‌کنیم. مغز هر انسانی 10 قابلیت مختلف دارد که هر کدام را برای کاری نیاز داریم. هر کسی هم ممکن است در یکی از این1 10 قابلیت سرآمدتر از بقیه باشد. بعید است کسی در تمام این ده تا سرآمد باشد که اگر باشد می‌شود جزو نوابغ که تقریبا 1 درصد مردم هستند. بیشتر مردم (70 درصد) معمولی هستند و حدود 12 درصد بالاتر از متوسط. البته که این 10 فاکتور بر روی هم موثر در عدد IQ ذهن هستند. ولی هرگز و هرگز جای تلاش را نمی‌گیرند. هر کدام از توانایی‌های مغز هم برای کاری لازم است. اینجا منشا و منبع است. چند لحظه این فهرست را نگاه کنید و ببینید متوجه می‌شوید که قوت شما در کدام یک از این‌هاست. در این مورد دوست دارم بیشتر حرف بزنم. مغز و کارکردهای آن از مهمترین علایق من است.

10 قابلیت مغز

* تشخیص الگوها (Pattern recognition)

* قدرت حافظه کوتاه مدت (Short-Term memory)

* استفاده فرد از واژه‌ها (Vocabulary)

* سرعت محاسبه فرد (Computational speed)

* درک روابط یا جبر (Algebra)

* اطلاعات عمومی (General Knowledge)

* محاسبات ریاضیات (Arithmetic)

* درک فضایی (Spatial ability)

* منطق (Logic)

* تلفظ (Spell)

+ نوشته شده در  جمعه 9 مهر1389ساعت 16:49  توسط رضا قربانی  | 

مدیریت رسانه از زبان انتظامی

حسین انتظامی زمانی مدیر همشهری بوده (و جاهای دیگر) و مطمئنا مدیریت رسانه در سازمان‌های رسانه‌ای ایران را خوب تجربه کرده و در این زمینه حرف برای گفتن زیاد دارد. انتظامی کتابی نوشته بود به نام روزنامه‌نگاری و روزنامه‌داری که در آینده اینجا معرفی و خلاصه آن را منتشر می‌کنم. اما غرض از این پست مصاحبه انتظامی با روزنامه شرق در مورد دوران مدیریتش بر همشهری بود که پیشنهاد می‌کنم از اینجا بخوانید. در ادامه فرازهایی از این گفت و گو را آورده‌ام.


من به امضاي صفحات توسط دبير و سردبير اهميت مي‌دهم،‌ به حضور فيزيكي اهميت مي‌دهم چون روزنامه‌نگاري را كاري جدي و مسوولانه مي‌دانم و كساني كه به بهانه تلالوهاي هنري به دنبال ژوليده‌نمايي و فرار از مسووليت ذاتي عنوان شغلي خود هستند نبايد محور باشند.

 


به نظر بنده اين عيب خيلي بزرگي نيست كه يك مدير مطبوعاتي خبرنويسي نداند‌. اين مهم نيست، هرچند اگر بداند بهتر است اما سردبير بايد ماهر باشد و پله‌ها را طي كرده باشد. اگر سردبير خبرنويسي نداند عواقب ناگواري به دنبال خواهد داشت‌. مديران عالي‌رتبه و مديران استراتژيك لازم نيست ضرورتاً در حوزه خودشان متخصص باشند‌. حتي بعضي از استادان منابع انساني معتقدند بهتر است يك مدير در حوزه مديريتي خودش صاحب‌نظر نباشد‌. مثلاً مي‌گويند ضرورتي ندارد كه وزير بهداشت حتماً يك پزشك باشد‌. البته بايد در هر صورت «‌مدير» باشد‌. آنان مي‌گويند لازم نيست وزير صنايع حتماً مهندس باشد، چون اگر مثلاً مهندس مكانيك باشد اين نگراني هست كه در دوره وزارتش، بخش مكانيك، رشد و توسعه پيدا كند.


حرف من اين است كه روز اول، خودشان چارچوب‌ها را تعريف كنند و پس از تكميل و تصويب، به آن پايبند باشند نه آنكه به اسم «پرهيز از محدود كردن خلاقيت» شلخته‌بازي دربياوريم‌. اين تكنيك ممكن است در مقابل مديري كه از روند فكر و توليد محتوا و كار روزنامه‌نگاري بي‌اطلاع است جواب دهد اما در مقابل مديراني كه سابقه و صبغه محتوايي دارند جواب نمي‌دهد. ‌بعضي‌ها واژه «اقتضايي» را شنيده‌اند و بر رفتار فاقد منطق يا بدون برنامه و فكر خود بلافاصله پسوند اقتضايي مي‌گذارند. علم مديريت اين را نمي‌گويد‌. اسم «هرچه پيش آمد، خوش آمد» يا اسم انفعال يا اسم بي‌برنامه بودن، برنامه اقتضايي نيست‌.


روزنامه‌نگاري كاري جدي و پرمسووليت است‌. نمي‌شود تا ماكت نداشت، تا آيين‌نامه اخلاقي حرفه‌اي نداشت، تا نظام ارتقاي نيروي انساني نداشت، تا هماهنگي بين تحريريه و لجستيك نداشت، تا بازاريابي نداشت، همين جوري و در خلأ، روزنامه درآوريم‌. اسم اين الزام يا سختگيري را هرچه مي‌خواهيد بگذاريد؛ فرماليست بودن يا «اصول»‌گرا بودن‌. تمام رسانه‌هاي خارجي يا لااقل آنها كه مشهورند اصول حرفه‌اي خود را رسماً منتشر كرده‌اند‌. كدام روزنامه ما اولاً اصول دارد و ثانياً آن را منتشر كرده است تا بر اساس آن مورد قضاوت قرار گيرد؟ كدام روزنامه ما براي ماكت خود،‌ شناسنامه دارد، حتي اگر آن را منتشر نكند؟‌ شناسنامه كه مي‌گويم منظورم اين است كه روشن باشد هر جزء، ثابت است يا متغير؛ جايش كجاست؟ چقدر حجم دارد؟ اگر كمتر يا بيشتر شد، چه راه‌حلي تعبيه شده؟ با چه رويكردي نوشته مي‌شود؟ آيا تعاملي است يا يكطرفه؟ نويسنده ثابت دارد؟ محل قرار گرفتن نام نويسنده كجاست؟ فرق ارج‌گذاري به يك نويسنده مشهور با يك خبرنگار تازه‌وارد كجاست؟ براي نيروي انساني هم همين‌طور‌. دبير چه ويژگي‌هايي يا سوابق حرفه‌اي بايد داشته باشد تا ما اجازه بدهيم پشت فرمان بنشيند؟ آيا امكان دارد كسي از بيرون بيايد و بدون سابقه روزنامه‌نگاري ‌مستقيماً سردبير شود يا سردبير بايد پله‌ها را به تدريج طي كرده باشد تا ولايت و مشروعيت او براي همكاران زيردستي قابل‌ پذيرش باشد؟ آيا اساساً در نظام نيروي انساني موسسه خودمان اجازه ورود عناصر بيروني به مديريت‌هاي مياني را مي‌دهيم يا همكاران ما اين اطمينان را دارند كه افق‌هاي بالاتر براي آنها دست‌يافتني است و مدير ارشد به رشد آنها پايبند است؟ در چه شرايطي همكاران اجازه دارند پاي بيانيه‌هاي سياسي يا حتي حرفه‌اي را امضا كنند؟ در چه شرايطي مي‌توانند وبلاگ شخصي داشته باشند؟ آيا همكاران روزنامه ما هديه يا پيشنهاد سفر از حوزه‌هاي خبري خود را قبول مي‌كنند؟ اگر خبرخوري داشته باشند با چه واكنشي روبه‌رو مي‌شوند؟ متقابلاً اگر سوژه‌هاي بكر را ‌شناسايي كنند، چگونه؟ اساساً مبناي حقوق و دستمزد چگونه است؟ تفاوت فردي كه كارش بي‌عيب و نقص است با كسي كه كار ضعيف تحويل مي‌دهد در كجا ديده مي‌شود؟ آيا نظام رنكينگ يا نظام جبران خدمات، يعني همان حقوق و دستمزد، اولاً منطق و جامعيت دارد و ثانياً مكانيسم آن به گونه‌اي طراحي شده كه هوشمند و به موقع عمل كند؟ چه كساني با چه ترازي اجازه ورود به اتاق تيتر را دارند؟ چه شوراهايي با چه تركيبي و با چه دستور كاري و در چه زماني تشكيل مي‌شوند؟ سازمان آگهي‌ها تا چه ساعتي مي‌تواند با ارسال آگهي، صفحات را تغيير دهد؟ تحريريه تا چه زماني حق دارد صفحه را نگه دارد؟ مكانيسم چاپ دوم چيست؟ آيا روزنامه پشت نيروهاي خود مي‌ايستد يا غيرت و تعصب ندارد و متقابلاً تكليف روزنامه با همكاري كه از سر بي‌توجهي به يك خبر باعث جوابيه بحق يك دستگاه يا حتي شكايت مقبول مي‌شود و بي‌آبرويي رسانه خود را مي‌خرد، چيست؟ عناوين حوزوي و دانشگاهي را در چه شرايطي مي‌نويسيم؟ آيا براي هر كسي كه در دانشگاه تدريس دارد عنوان استاد مي‌گذاريم يا به مدارج دانشگاهي (مربي، ‌استاديار، دانشيار و استاد) پايبنديم؟ فونت امضا و محل قرار گرفتن آن كجاست؟ آيا محل قرار گرفتن امضا براي همگان يك جاست يا بسته به شأن فرد، تفاوت مي‌گذاريم؟ آيا مصاحبه چالشي به معناي بي‌ادبانه وسط حرف مصاحبه‌شونده پريدن يا نقش بازجو يا مناظره‌كننده را بازي كردن است؟ آيا همكاران اصلي روزنامه كه روزنامه با آنان شناخته مي‌شود حق مطلب دادن به رسانه ديگر را دارند يا قبول مي‌كنيم به اسم آزادي فعاليت‌ها، هر كدام از ما با رسانه‌هاي ديگر هم كار بكنيم؟‌ آيا چنين قواعدي و چنين سختگيري‌هايي براي نيروهاي اصلي است يا شامل نيروهاي حق‌التحرير هم مي‌شود؟ اصول روزنامه ما براي رعايت امانتداري خبري و تصويري چيست؟ آيا مي‌توان حقوق معنوي عكاس را ناديده گرفت؟ آيا موظفيم با كسي كه مصاحبه مي‌كنيم،‌ متن نهايي را بدهيم يا نه؟‌ آيا نوشتن ليد براي مصاحبه با فرد نه‌چندان مشهور، تابع قاعده است يا چون دوست ماست بايد تحويل گرفته شود؟ چه نسبتي از خروجي بايد توليدي باشد؟ چه نسبتي از خروجي بايد به قالب‌هاي مختلف مقاله، يادداشت، ترجمه، گفت‌وگو و‌... متعلق باشد؟ گرفتن يادداشت و تحليل و مصاحبه درباره يك پديده تا چه زمان پس از اتفاق منطقي است؟ يك موضوع تابع چه درجه‌بندي‌اي است؟ اين سوالات بسيارند كه بايد هر تيم، پاسخ خودش را براي آن بيايد و لااقل براي خودش تدوين كند‌. به تجربه دريافته‌ام كه اگر اين اصول روشن باشد تكليف خبرنگار، دبير، سردبير و مديريت روشن است و يكديگر را به آن چارچوب‌ها ارجاع مي‌دهند‌.

+ نوشته شده در  جمعه 9 مهر1389ساعت 16:34  توسط رضا قربانی  | 

کنفرانس بانکداری الکترونیکی و هزاران علامت سوال (یادداشت مهمان)

همیشه و همیشه برگزاری کنفرانس‌ها در ایران مورد سوال بوده است که آیا برگزاری کنفرانس‌های مختلف تاثیری هم دارد؛ نه تاثیری کلان و بزرگ بلکه ما به کم هم قانعیم! یادم هست در زمانی که کنفرانس HSE در شریف برگزار می‌شد و من دبیر ویژه‌نامه کنفرانس بودم با پروفسور پاسمن هلندی از بزرگان مهندسی شیمی جهان مصاحبه کردم. بنده خدا کاملا تعجب کرده بود که در یک کنفرانس تخصصی انقدر آدم (حدود 400 تا 500 نفر) آمده بودند. این را گذاشته بود به پای علاقمندی دانش‌جویان ایرانی به HSE. اما من می‌دانستم که داستان سر ناهار است و لحاف ملا!

... بماند.

چند وقت پیش کنفرانس بانکدرای الکترونیک برگزار شد و جوایزی هم دادند. رفیق بنده امیر مسعود پورهاشم در این کنفرانس شرکت کرده بود و به شیوه توزیع جوایر انتقاد داشت. متن امیر را در ادامه آورده‌ام. قضاوت با شما.

 کنفرانس بانکداری الکترونیکی و هزاران علامت سوال...

صنعت بانکداری از این حیث که با مسایل مالی در ارتباط بوده و پیشران صنایع دیگر نظیر صنعت فناوری اطلاعات­ می­باشد صنعتی جذاب می­باشد و به این جهت همواره برگزاری دوره­های آموزشی تخصصی و کنفرانس­های علمی در این خصوص با استقبال مناسب مخاطبان روبرو می­گردد. لذا برگزاری چنین کنفرانس­هایی همواره مناسب و قدمی ­رو به جلو به حساب می­آید و به طور حتم حضور بخش خصوصی در این عرصه همچون سایر عرصه­ها موجبات رشد صنعت را فراهم می­آورد.

کنفرانس بانکداری الکترونیکی نیز همه ساله به همت بخش خصوصی و با هدف رشد و ارتقا صنعت بانکداری در کشور برگزار می­گردد و به گفته سایت کنفرانس "بزرگترین و معتبرترین رویداد علمی و کاربردی نظام بانکی در سطح خاورمیانه" می­باشد.

مطمئنا تمامی افراد درگیر در صنعت از برگزاری چنین کنفرانسی در کشورمان، ایران خوشحال شده و مایل به حضور در آن خواهند بود،   اما پس از حضور در کنفرانس حتما حس متفاوتی خواهید داشت و با سوالات بسیاری از آن خارج خواهید شد. سوالاتی از این دست که آیا واقعا بزرگترین رویداد در خاورمیانه است، آیا بزرگترین رویداد در ایران است ؟ دلیل این استقبال نا مناسب چیست و چرا دبیر شورای سیاست گذاری کنفرانس با لحنی بسیار نامناسب درباره بزرگترین شرکت­های خاورمیانه در زمینه تولید نرم­افزار اظهار نظر می­کنند. دلیل حضور نداشتن این قبیل شرکت­ها در این کنفرانس­ها چیست؟

لذا سعی دارم تحلیل خود را در خصوص عدم استقبال از کنفرانس و  غیبت­ شرکت کنندگان را بیان نموده تا کمکی به برگزار کنندگان کرده باشم.

گمان می­کنم حضور در بزرگترین رویداد خاورمیانه در هر صنعتی برای بازیگران آن صنعت از اهیمت ویژ­ه­­ای برخوردار است لذا می­بایست دلیل تمامی سوال­های فوق و بسیاری از سوالات دیگر را در خود برگزار کنندگان کنفرانس جستجو نمود.

مایلم مروری بر اخبار کنفرانس داشته باشم. پس از پایان روز اول اعلام می­گردد که برترین­های حوزه بانکی در زمینه­های مختلف از طرف دبیرخانه کنفرانس معرفی شدند و نام هفت بانک را به عنوان برترین بانک­های ایرانی در حوزه ارائه خدمات بانکداری معرفی نمود. معتقدم در هر انتخابی می­بایست به صورت آزاد فراخوانی اعلام نمود و پس از بررسی مدارک و کار کارشناسی دقیق به انتخاب بهترین­ها پرداخت.

اما به نظر می­رسد علاوه بر رعایت نکردن هیچ کدام از این اصول، انتخاب­ها نیز به صورت منصفانه نبوده و بیشتر بر مبنای روابط تجاری بین برگزار کنندگان کنفرانس و برترین­ها بوده است. البته این بدان معنا نیست که برای بانک­های منتخب ضعفی متصورم، هرگز. بلکه معتقدم بانکی نظیر بانک ملت در حوزه­هایی به مراتب بزرگتر قابلیت کسب عنوان برترین را داشته است.

مایلم مثالی را در اینجا بیان نمایم، شرکت سبا پردازش با مدیرعاملی آقای کامبیز قادری که از قضا رییس شوراری سیاست­گذاری کنفرانس نیز می­باشند با شرکتی در زمینه ارائه سیستم­هایی نظیر اینترنت بانک همکاری دارند و بعد شما می­بینید که علاوه بر کسب عنوان برترین ارایه دهنده فناوری های سخت افزاری امنیت بانکی برای شرکت سباپردازش، اینترنت بانک این شرکت به عنوات پیشرفته­ترین و استانداردترین محصول در ایران شناخته شده است. در اینجا دو سوال اساسی مطرح می­شود، استاندارد از نظر کی و اصولا چه استانداردی.

اساسا نحوه بررسی و انتخاب این محصول به عنوان برترین محصول چه پارامترهایی بوده است و چه زمانی فراخوانی جهت بررسی محصولات ارائه شده است.

 خوشبختانه یقین دارم اینترنت بانک­هایی به مراتب مترقی­تر در ایران فعالیت می­نمایند که اصولا بررسی نشده­اند و مطمئنا همین روال در سایر انتخاب­ها نیز حاکم بوده است. 

متاسفانه معتقدم تا زمانیکه انصاف در رفتارمان ورود نکند اصولا هیچ پیشرفتی نخواهیم داشت. از برگزار کنندگان کنفرانس نیز می­خواهم رفتار خود را اصلاح نموده و ابتدا سوزنی به خود بزنند، کور خود نباشند و بینای دیگران.

معتقدم ارائه چنین جوایزی با در نظر داشتن روال صحیح، کاری بس ارزشمند خواهد بود و تمامی نگرانی بنده سایر شرکت کنندگان در کنفرانس، سنت شدن این روال غلط است که در دراز مدت باعث از بین رفتن اعتبار باقیمانده کنفرانس خواهد شد. امیدوارم توانسته باشم گامی کوچک در جهت بهبود روال موجود برداشته باشم.

در پایان مایلم صحبت­های خود را با کلامی از پیامبر اکرم(ص) به پایان برسانم که فرمودند :

"قل الحق ولو علي نفسك؛  حق را بگو حتي اگر بر ضرر تو باشد."  /

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مهر1389ساعت 17:33  توسط رضا قربانی  | 

پنجمین شماره مدیریت ارتباطات

در همایش روابط عمومی الکترونیک امسال وقتی اولین شماره نشریه مدیریت ارتباطات منتشر شد فکر نمی‌کردم این نشریه خیلی بتواند ادامه داد. خوشبختانه اشتباه فکر می‌کردم و فعلا که پنجمی هم منتشر شده. در این شماره آخر رفتند سراغ سردبیر توفیق و از توقیف معروف توفیق سوال‌ها پرسیدند. مجموعه مطالبی هم در مورد فلسفه رسانه جمع کردند؛ از جمله مطالب این پرونده:

·         ژورنالیست‌ها همه فیلسوف‌اند

·         فلسفه رسانه چیست؟

·         گفت‌وگو با دكتر غلامرضا آذری:به یک معنا ساحت رسانه فلسفی است

·         هابرماس، فیلسوف جامعه زبان‌محور

·         فلسفه رسانه در گفت‌و‌گو با فرانك هارتمن٬ پژوهشگر فلسفه رسانه در دانشگاه وین اتریش

سایت ماهنامه هم 22 شهریور اقدام به انتشار یکی از این مطالب با عنوان رسانه زیبا کرده که بدون تردید مطالعه آن برای مدیران، اصحاب روابط عمومی و رسانه و دانشجویان مفید خواهد بود.

 

رسانه زیبا

نویسنده: ولفگانگ شرماشر

استاد رسانه و ارتباطات در دانشگاه‌های سوییس و آمریكا و رئیس بخش رسانه و ارتباطات مدرسه عالی اروپایی EGS

منبع: سایت مدرسه عالی اروپایی EGS، سوییس

مترجم:مهدیه مفیدی

 

دنیای امروز مملو از رسانه‌هایی است كه رابط بین انسان و دنیای اطرافش هستند. رسانه‌ها در حكم یك وسیله ارتباطی، دنیا را از زاویه‌ای از پیش تعیین شده به انسان‌ها معرفی می‌كنند و به این وسیله ذهن و اندیشه آنها را بدان‌سو كه منافع صاحبانش می‌طلبند، هدایت می‌كنند.

در گذشته شكاف محسوسی بین فلسفه و رسانه وجود داشت كه دلیل عمده آن عدم توجه فیلسوفان و اندیشمندان جامعه به حضور رسانه بود اما امروز كه قدرت عجیب رسانه بر این متفكران آشكار شده، به شكلی جدی به بررسی و نظریه‌پردازی در این زمینه پرداخته‌اند. در مطلبی كه در اینجا می‌خوانید، یكی از استادان مطرح فلسفه رسانه به بررسی زیبایی‌شناسانه رسانه می‌پردازد.

فلسفه و رسانه: یك جدایی

ما به عنوان شهروندان و افراد یك جامعه با رسانه احاطه شده‌ایم. برقراری ارتباط بدون كمك گرفتن از انواع شكل‌های رسانه تقریباً غیرممكن است. بینایی و شنوایی كه تفكر ما را صورت می‌دهند، مملو از تصاویر رسانه‌ای هستند. فكر كردن و نوشتن ما در احاطه یك رسانه شكل می‌گیرد. به عنوان مثال همانگونه كه دستگاه تلفن شكل ارتباطی ما را تغییر داده، كامپیوتر نیز گونه نوشتاری ما را عوض كرده است. عده‌ای از تغییرات حاضر كه منتج از حضور رسانه در زندگی است، راضی و خرسندند و در عین حال عده‌ای نیز از این تحولات احساس ناامنی و اذیت می‌كنند. قضاوت در مورد این تأثیرات امر چندان مهمی نیست. مسأله قابل اهمیت‌تر آگاهی از این تغییرات اساسی است كه جهان ما را تحت كنترل خود درآورده است. قبل از هرگونه انتقاد،‌ تشویق یا سرزنشی باید به این پدیده جدید اجازه دهیم خودش را به ما نشان دهد. این بدین معناست كه یك رسانه را ابتدا باید براساس زیبایی‌شناسی رسانه نقد كنیم و بعد داوری خود را بر مبنای تجربیات شكل دهیم اما نقدهای شدیدی كه بر رسانه و به زبانی مدگرایی در اروپا شده، كمتر بر اساس تجربیات مربوط به خود رسانه و اصالت آن بوده است. این دیدگاه مغرضانه از نیاز به زیبایی‌شناسی رسانه ناشی می‌شود. متأسفانه كسانی كه نظرات خود را صریح بیان می‌كنند و نظراتشان به طور گسترده‌تری پذیرفته شده است، كسانی هستند كه نه می‌بینند و نه می‌شنوند و هر چه كمتر تلویزیون تماشا می‌كنند، بهتر می‌فهمند كه تماشای تلویزیون تفكر منتقدانه را نابود می‌كند!

خصوصاً برای روشنفكران اروپایی یك دوره فشرده زیبایی‌شناسی رسانه شدیداً نیاز است. البته این به معنای لزوم تئوری‌های جدید زیبایی‌شناسی نیست. باید هر آنچه را كه در مورد رسانه می‌دانیم كنار بگذاریم و ذهن خود را آماده دریافت تفسیرهای جدید نگه داریم.

تعریفی از زیبایی‌شناسی

زیبایی‌شناسی، نگاه فیلسوفانه‌ای است كه به درك فلسفی كیفیت می‌دهد. زیبایی‌شناسی فلسفی در جست‌وجوی یك جریان تعاملی است كه در آن شخص در عین حال كه نقش فعالانه‌ای ایفا می‌كند، منفعل نیز باشد. زیبایی‌شناسی درك انسانی را به مثابه یك وسیله ارتباطی معرفی می‌كند كه جهان را برای ما شكل می‌دهد یا می‌شكند. در فلسفه غرب در سده 19 و 20 زبان نقشی اساسی ایفا كرده است اما در حال حاضر زبان چندان اهمیت حیاتی ندارد. وسیله ارتباطی، چیزی فرای زبان گفتاری و شنیداری است، به طوری كه گاهی در سكوت، قدرتمندتر حاضر می‌شود. در واقع ارتباطی كه براساس زبان شكل می‌گیرد، تنها یك نوع ارتباط است. تصاویر و صداها، سكوت‌ها، بازی‌ها و زبان بدن هر كدام زبان خودشان را دارند. در دنیای امروز زیبایی‌شناسی ارتباطی می‌گوید كه درك ما خود «رسانگری» است كه اهمیتی مساوی با سایر رسانگرها دارد. اینكه چگونه دنیای اطرافمان درك می‌شود، بسته به رسانه‌ای است كه رابط بین ما و دنیاست، در حقیقت درك ما و رسانه، ارتباطی متقابل دارند. در این جریان دریافت رسانه در حكم فرستنده و ما در حكم گیرنده هستیم. در اكثر گونه‌های رسانه مثل تلویزیون، فیلم، كتاب، ویدئو، نوار كاست، تلفن، گرافیك و كامپیوتر ممكن است ناهمبستگی آشكاری بین سازنده و مصرف‌‌كننده وجود داشته باشد كه شاید در این بین درك ما به عنوان یك رسانه وظیفه تطبیق این دو بخش را داشته باشد.

اغلب انسان‌ها این حقیقت كه زندگی‌های ما در رسانه‌ها نوشته شده است پذیرفته‌اند. با پذیرش این حقیقت، آیا ما كه اجازه دادیم زندگی‌مان در رسانه‌ای نوشته شود، پذیرفته‌ایم كه منفعل باشیم؟ آیا در مرحله بعدی باید ذهن‌شویی عمومی توسط وسایل ارتباط جمعی را پذیرا باشیم؟!

اگر فیلسوفان در اروپا به رسانه به عنوان یك موضوع ارزشمند نگاه می‌كردند، قطعاً آن را وارد مباحث نقد فرهنگی می‌كردند اما متأسفانه شكافی بین فلسفه و رسانه به وجود آمده است و باعث بی‌توجهی متفكران و اندیشمندان به رسانه و قدرت عجیب آن شده است.

زیبایی‌شناسی رسانه به عنوان یك فعالیت فلسفی حركت نوپایی در اروپاست و موانع زیادی را پیش‌رو دارد. زیبایی‌شناسی نیاز به اعلام موضع شما دارد و چیزی نیست كه خود به خود به نتیجه‌گیری برسد. زیبایی‌شناسی رسانه‌ای با وجود محیط‌هایی همچون فیلم، ویدئو، عكس و صدا معنا پیدا می‌كند. شما باید ببینید، حس كنید و در نهایت خودتان تحسین كنید. هیچ بحث و توصیف فلسفی نمی‌تواند جایگزین این ادراك شخصی شود. تحسین با تجربه همراه است و طی زندگی آموخته می‌شود، اما متأسفانه هنوز جایگاه خود را در جهان آكادمیك اروپا، نه بین اساتید و نه بین دانشجویان، پیدا نكرده است. آیا هیچ‌كدام از مشتاقان فیلم، علاقه‌مندان موسیقی پاپ یا طرفداران پیشرفت زندگی كامپیوتری به عصر رسانه‌ای كه در آن زندگی می‌كنند، اندیشیده‌اند؟ قطعاً این‌گونه بوده است اما چرا دانشمندان علوم اجتماعی و انسانی و البته فلسفه توجهی به این مسأله نداشته‌‌اند؟

زیبایی‌شناسی رسانه

بر اساس چهار قاعده زیبایی‌شناسانه یك پدیده در رسانه تجربه می‌شود. رسانه پویا به بهترین شكلی در كشورهای صنعتی تجربه شده است و در واقع آن را به عنوان یك پدیده جهانی می‌شناسند و نه تنها سبكی از زندگی شادتر. اختلال و جنایت، افراد بی‌خانمان، ماشین‌ها و زباله‌های منهتن، متناقض و مغایر با جامعه كنونی نیستند بلكه كامل‌كننده سبك زندگی ساختگی رسانه در جامعه هستند. همه آنچه ساخته دست بشر است، بدی‌ها، زشتی‌ها و زیبایی‌ها از كنترل دست بشر خارج شده‌اند. این دنیای ساختگی قواعد خاصی را برای سرگرم كردن یك مخاطب بی‌طرف رعایت می‌كند.

1-خویشتن نقطه مركزی است

این توجه به خویشتن مخصوص عصر مدرن نیست، بلكه تاریخچه‌ای بسیار قدیمی‌تر دارد. این توجه به خویشتن هم‌اكنون فعالیت اصلی رسانه محسوب می‌شود. به عنوان مثال در آگهی‌های بازرگانی عبارت «شما، بهترین انتخاب!» حضوری همیشگی داشته است. این‌گونه استفاده از زبان به «خود مطلوب» «لاكان» اشاره دارد. وارندگی زبان در رسانه باعث می‌شود كه خویشتن من به خویشتن شما تبدیل شود. البته برای مخاطب قراردادنش باید قاعده روانشناختی كه خویشتن هیچ‌گاه تمایلی به مجزا و تنها بودن ندارد، برای حفظ مخاطب رعایت شود.

خویشتن همواره با هرگونه جدایی و جداشدنی مبارزه می‌كند. بعضی از كارگردان‌های تبلیغاتی فكر می‌كنند كه مخاطبان به آثار آنها در حكم یك «شكاف یا فضای خالی» نگاه می‌كنند؛ فضایی كه هر چیزی می‌تواند آن را پر كند. پیروزی یا شكست در مبارزه تبلیغاتی نشان می‌دهد كه این فضای خالی بیشتر از آنكه دچار آشفتگی و بی‌نظمی است، غیر‌قابل پیش‌بینی است. بعد از پذیرفتن این واقعیت، موفقیت و عدم موفقیت این تبلیغات قابل درك می‌شود. این فضای خالی باید فضای امن برای خویشتن باشد. رسیدن به خویشتن در رسانه یك روند دارد؛ تعیین الگوها، شكستن و دوباره شكل دادن اجزا، همه تلاش بی‌پایان است. همان‌گونه كه سقراط می‌گوید: «من می‌دانم كه چه چیزی نمی‌دانم»، «شكاف» وسیله‌ای است كه به خویشتن اجازه می‌دهد خودش را دوباره تعریف كند. در رسانه ما سعی می‌كنیم زندگی خودمان را دوباره بنویسیم. موس كامپیوتر، دوربین یا سایر امكانات، ابزاری هستند برای این هدف.

2- نمایش، لحظه واقعیت است

هر آنچه كه لازم است باید در رسانه به نمایش درآید. هیچ سندی برای اثبات برنامه‌های پنهانی وجود ندارد. نمایش در رسانه باید واقعاً رسانه باشد. تمام صحنه‌ها و سیاست‌های موجود در ورای این صحنه‌ها باید تحت كنترل باشند. فراموش نكنیم كه دنیا از پشت لنز‌های دوربین دوباره تجربه می‌شود. لنز‌ها، صحبت‌ها، كلمات چاپ شده یا دوربین تلویزیون استعاره‌هایی را می‌سازند كه زبان بیان جدیدی برای انتقال معانی و مفاهیم هستند و این زبان جدید مولد دنیای جدید است. «اكو» در نوشته‌هایش از «لذت تقلید» صحبت می‌كند؛ این لذت در پس شكل‌دهی دوباره به واقعیت با زبان جدید نهفته است. او می‌گوید: «حقیقت با به نمایش درآمدن به یك رونوشت «تنزل پیدا می‌كند»، لذا هنر، تاریخ و طبیعت فراواقعیت توصیف بهتری برای این نمایش و تقلید هستند (اكو، سفر به فراواقعیت). تفاوت بسیار مهمی بین انسان‌های قبل از تولد رسانه و بعد از آن وجود دارد.

چیزی كه منتقدان از آن به وارون پنداشت، فراواقعیت، «معنای بی‌سروسامان» (دلوز)، تقلید و «صنعت دروغ‌سازی» (اكو) یاد می‌كنند، مخصوص انسان‌های بعد از تولد تلویزیون است. خیلی عجیب نیست كه نسل كامپیوتر تفاوت زیبایی‌شناسانه‌ای بین اخبار، بازی تنیس، جنگ، سریال خانوادگی یا گزارش وضع هوا نمی‌بیند. تنها تفاوت موجود، تفاوت در گونه سرگرم‌كردن و تفریح‌سازی است. با این توصیفات می‌بینیم كه منتقدان و متفكران جامعه مسؤول كنترل چگونگی كاركرد رسانه در جامعه هستند.

3- در رسانه سبك به رسانگی عمل می‌پردازد

منظور از سبك فعالیتی شخص‌محور است كه نگاه را به خود جذب و یا گوش را باز می‌كند. این دیدگاه مؤلف و داوری زیبایی‌شناسانه او نیست كه سبك را بیان می‌كند. همان‌گونه كه «جیم جارموش» با فیلم‌هایش ثابت كرد سبك یك بازی بین زمان و زبان است كه در آن شما شخص را كشف یا فراموش می‌كنید.

سبك یك فرمول تعریف شده یا ابزار قدرت نیست، بلكه تركیبی است كه قبلاً هرگز نبوده است. رسانه به سبكی نیازمند است كه تولید خلاقانه را با ابزار ماشین بیان كند (فولر، زیبایی‌شناسی پست‌مدرن). در رسانه بسیار پیشرفته امروز، خلق اثر بسیار وابسته به ابزار تولید صورت می‌گیرد. در سبك خویشتن «جهان تكنولوژی را در اختیار خود درمی‌آورد» (چو، نقد زیبایی‌شناسی تكنولوژی.

4- رسانگی حاصل رسانه است

اینكه به اصالت واقعی یك پدیده نگاه كنیم و آن را با این نیت تحلیل كنیم، جزئی از فعالیت زیبایی‌شناسانه در شناخت آن پدیده می‌شود، لذا برای بررسی زیبایی‌شناسانه رسانه باید به اصالت واقعی آن، كه همانا رسانگری است، بپردازیم.

البته رسانگری رسانه به معنای هدف هابرماسی «فهم متقابل» نیست، بلكه اختلاف‌نظر امر عادی و معمولی در رسانگری است. هرر چند كه این اختلاف معمولاً در بحث‌های انسان‌مدار كمرنگ می‌شود یا معمولاً طرح مسائل طوری تنظیم می‌شوند كه از بین برود (دلوز/ گاتاری، ضدادیپوس، ص 37). ویژگی اساسی رسانگری «رسیدن به همدلی‌ای است كه در آن چهار عنصر -زمین و آسمان، معنویات و مادیات- در كنار هم زندگی كنند»(هایدگر، شعر، زبان، تفكر). برای رسیدن به زیبایی‌شناسی رسانه‌ای دریافت معنای واقعی رسانگری امری ضروری است.ژ

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 مهر1389ساعت 20:23  توسط رضا قربانی  |